![]() |
![]() |
|
|
مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد... چون در هر بهار برايت گل مي فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هديه مي کند. پروردگار هستي با اين که مي تواند در هر جائي از دنيا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهي چيزي بگوئي گوش مي کند ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/07/09ساعت 12:22 توسط پانیذ |
|
|
شير نري دلباخته ي آهوي ماده شد. شير نگران معشوق بود و مي ترسيد بوسيله ي حيوانات ديگر دريده شود. از دور مواظبش بود ... پس چشم از آهو برنداشت تا يک بار كه از دور او را مي نگريست ، شيري را ديد كه به آهو حمله كرد . فوري از جا پريد و جلو آمد ديد ماده شيري است . چقدر زيبا بود ،گردني مانند مخمل سرخ و بدني زيبا و طناز داشت . با خود گفت : حتما گرسنه است. همان جا ايستاد و مجذوب زيبايي ماده شير شد . و هرگز نديد و هرگز نفهميد که آهو خورده شد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/07/09ساعت 12:18 توسط پانیذ |
|
|
یك نفر دنبال خدا میگشت،
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/07/07ساعت 16:43 توسط پانیذ |
|
|
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را این آتش عشق است نسوزد همه کس را
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/26ساعت 16:17 توسط پانیذ |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/22ساعت 0:10 توسط پانیذ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| تاریخ شمسی و ساعت |
|
|
| سخن روز |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1387 |
| تصویر روز |
| دیکشنری آنلاین |
|
RSS
|